خرید بک لینک
از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا شب و روزم ز تو روشن زهی رعنا زهی زیبا تو پاک پاکی از صورت ولیک از پرتو نورت نمایی صورتی هر دم چه باحسن و چه با بالا چو ابرو را چنین کردی چه صورتهای چین کردی مر

برچسب: نویسنده: هیراد پاکدل تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1399 ساعت: 6:14

چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را به شست عشق دست آورد جان بت پرستش را به گوش دل بگفت اقبال رست آن جان به عشق ما بکرد این دل هزاران جان نثار آن گفت رستش را ز غیرت چونک جان افتاد گفت اقبال هم نجهد

برچسب: نویسنده: هیراد پاکدل تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1399 ساعت: 6:14

چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا ز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما درآید جان فزای من گشاید دست و پای من که دستم بست و پایم هم کف هجران پابرجا بدو گویم به جان تو که بیتو ای حیات جان نه شادم

برچسب: نویسنده: هیراد پاکدل تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1399 ساعت: 6:14

برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را خضر آمد خضر آمد بیار آب حیاتی را عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را سحر آمد سحر آمد بهل خواب سباتی را بهار آمد بهار آمد رهیده بین اسیران را به بستان آ به بستان آ

برچسب: نویسنده: هیراد پاکدل تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1399 ساعت: 6:14

صفحه بندی